هنوزم دوستش دارم ( با من بمان ) بدترين شكل دلتنگی برای كسی آن است كه در كنار او باشی و بدانی كه هرگز به او نخواهی رسيد کنارم هستی و اما دلم تنگ میشه هر لحظه خودت میدونی عادت نیست فقط دوست داشتن محضه کنارم هستی و بازم بهونه هامو می گیرم میگم وای چقدر سرده میام دستاتو می گیرم از اینجا تا دم در هم بری دلشوره می گیرم محاله پیش من باشی برم سرگرم کاری شم روزایی که حواسم نیست بگم خیلی دوست دارم تو هم از بس منو می خوای یه جورایی خودآزاری کنارم هستی وانگار همین نزدیکیاست دریا قشنگه ردپای عشق بیا بی چتر زیر برف می دونم که یه وقتایی دلت می گیره از کارم تو هم مثل منی انگار از این دلتنگی ها داری یه جورایی خود آزاری سلام دوستای گلم واسه چند وقت دارم میرم یه جایی و نمی تونم بیام نت اگه میایید و کامنت میزارید ولی جوابی نمی گیرید خب واسه اینه که خونه نیستم که جواب بدم لطفاُ کسی از دستم دلخور نشه که چرا جواب ندادم حتماُ دوباره بر می گردم و یه آپ خوشگل هم میزارم فراموشم نکنید تا سلامی دیگر , مواظب خودتون باشید مهربانی را بياموزيم فرصت آيينه ها در پشت در مانده
است روشنی را می شود در خانه مهمان
کرد می شود در عصر آهن
- آشناتر شد سايبان از بيد مجنون ،
- روشنی از عشق می شود جشنی فراهم کرد
می شود در معنی يک گل شناور شد مهربانی را بياموزيم موسم نيلوفران در پشت در مانده
است موسم نيلوفران يعنی که باران هست
يعنی يک نفر آبی است موسم نيلوفران يعنی
يک نفر می آيد از آن سوی دلتنگی می شود برخاست در باران دست در دست نجيب مهربانی
می شود در کوچه های شهر جاری شد می شود با فرصت آيينه ها آميخت
با نگاهی
با نفس های نگاهی
می شود سرشار -
- از رازی بهاری شد *** چقدر جایت میان بازوانم خالیست دوستای عزیزم نوروز همگی مبارک باشه شبي از پشت يك تنهايي نمناك و باراني و بعد از رفتنت انگار كسي حس كرد من بي تو تمام هستيم از دست خواهد رفت بگو سرگـرم چی بودی که اینقد ساکت و سردی خودت آرامشـــــــــــــــــــــــم بودی خودت دلواپسم کردی ته قلبت هنوز باید یه احساسی به من باشــــــــــــــــــــــــــــــــــه چقد باید بمونم تا یکی مثل تــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــو پیدا شه تو روز و روزگارمن بی تـــــــــــــو روزای شادی نیست تو دنیـای منی اما به دنیــــــــا اعتمادی نیست سلام ای چشمای گریـــــــــــــــــــون سلام روزای تلـــــــــــــــــــــــــــــــــــخ من هنوزم دوســــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــتش دارم سلام ای بفض تو سینــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه سلام ای آه آیینـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه سلام شب های دل کنـــــــــــــــــدن هنوزم دوســـــــتش دارم دلم با رفتنت تنگ و دلــــــــــــــــــــــــــــــــــــم با بودنت خونه خرابه حال من بی تــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــو نمیتونم که بهتر شم تو دستای تـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــو گل کردم بذار با گریه پرپر شم منو از خودت بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدون یه بی نشونم تواین خــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــزون یه بیقــــــــــــــــــــــــــــــرارم یه نیمه جون منو از خودت بــــــــــــــــدون سلام ای ناله ی بــــــارون سلام ای چشمای گریــــــــــــــــــــون سلام روزهای تلــــــــــــــــــــــــــــــــــــخ من هنوزم دوســـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــتش دارم سلام ای بغض تو سینــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه سلام ای آه آیینـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه سلام شب های دل کنـــــــــــــــــدن هنوزم دوســـــــتش دارم
سلام بعداز یه مدت دوباره اومدم چون قول داده بودم که برمی گردم وقتی وارد وبلاگم شدم با کلی کامنت محبت آمیز روبرو شدم اصلاَ انتظار این همه لطف رو از طرف شما دوستان نداشتم واقعاَ از تک تک شما عزیزان صمیمانه سپاسگزاری می کنم مطمئن باشید به دونه دونه ی کامنتاتون جواب میدم فقط چون تعدادشون زیاده یه کم وقت می بره






سلامــــــــــ نفسمــــــــــ
دلم خوش نیست
غمگینم...
کسی شاید نمیفهمد
کسی شاید نمیداند
کسی شاید نمیگیرد مرا از دست تنهایی
تو میخوانی فقط شعری
و زیر لب آهسته میگویی:
...عجب احساس زیبایی...!


یه وقت تنها نری جایی که از تنهایی می میرم
فقط تو فکر این عشقم تو فکر بودن با هم
می دونم که یه وقتایی دلت می گیره از کارم
تو هم مثل منی انگار از این دلتنگی ها داری
یه جورایی خود آزاری
مگه موهاتو وا کردی که موجش اومده اینجا
اگه حال منو داری می فهمی یعنی چی این حرف
روزایی که حواسم نیست بگم خیلی دوست دارم
تو هم از بس منو می خوای یه جورایی خود آزاری


تو مرا می فهمی , من تورا می خواهم
وهمین ساده ترین قصه ی یک انسان است
تو مرا می خوانی
من تورا ناب ترین شعر زمان می دانم
و تو هم می دانی
تا ابد دردل من می مانی

سال تحویل شد و من
تمام دلتنگیهایم را
به جای تو
در آغوش می کشم![]()
سال نو مبارک
تو را با لهجه ي گلهاي نيلوفر صدا كردم
تمام شب براي با طراوت ماندن باغ قشنگ آرزو هايت دعا كردم.
پس از يك جستجوي نقره اي در كوچه هاي آبي احساس
تو را از بين گلها يي كه در تنها ييم روييد
با حسرت جدا كردم.
و تو در پاسخ آبي ترين موج تمناي دلم گفتي :
دلم حيران و سرگردان چشمانيست رويايي
و من تنها براي ديدن زيبايي آن چشم
تو را در دشتي از تنهايي و حسرت رها كردم.
همين بود آخرين حرفت و من بعد از عبور تلخ و غمگينت
حريم چشماها يم را به روي اشكي از جنس غروب ساكت و نارنجي خورشيد
وا كردم
نمي دانم چرا رفتي؟
نمي دانم چرا ؟ شايد خطا كردم!
و تو بي آنكه فكر غربت چشمان من باشي
نمي دانم تا كي؟براي چه؟ ولي رفتي!!!!!!!
و بعد از رفتنت باران چه معصومانه مي باريد
و بعد از رفتنت يك قلب دريايي ترك برداشت
و بعد رفتنت ، رسم نوازش در غمي خاكستري گم شد
و گنجشكي كه هر روز از كنار پنجره با مهرباني دانه بر مي داشت
تمام بالهايش غرق در انبوه غربت شد
و بعد از رفتن تو آسمان چشم هايم خيس باران بود
كسي حس كرد من بي تو هزاران بار در هر لحظه خواهم مرد
و بعد از رفتنت دريا چه بغضي كرد
كسي فهميد تو نام مرا از ياد خواهي برد
و من با آنكه مي دانم تو هرگز نام مرا با عبور سبز خود نخواهي برد،
هنوز آشفته ي چشمان زيباي توام
بر گرد!!!
ببين كه سرنوشت انتظار من چه خواهد شد
و بعد از اينهمه طوفان و وهم و پرسش و ترديد
كسي از پشت قاب پنجره آرام و زيبا گفت:
تو هم در پاسخ اين بي وفايي ها بگو:
در راه عشق و انتخاب تو خطا كردم.
و من در حالتي ما بين اشك و حسرت و ترديد
كنار انتظاري كه بدون پاسخ و سرد است
ومن در اوج پاييزي ترين ويرانه ي يك دل
ميان غصه اي از جنس بغض كوچك يك ابر
نمي دانم چرا، شايد به رسم عادت پروانگيمان باز
براي شادي و خوشبختي باغ قشنگ آرزوهايت دعا كردم!!
سلام ای ناله بـــــــــــارون
نمیدونی تو این روزا چقد حالـــــــــــــم پریشونه
یه بی نشونم تواین خـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــزون

ستارگان بی قرار, سرود دلتنگی ام را سرداده اند
وبا آوازشان سکوت شب را زیر سوال
جای پای غم بر گُرده ام
منم فریاد خاموش
طنین بغضم درگلو, آواز بی کسی ام را جار می زند
رو به قبله می شوم
تا قلبم را شستشو دهم از رنگ گناه
نفسهایم چون طبل تنم را می کوبد
سراپا خواهش
خدا را زیر پوستم حس میکنم
گریه , گریه
چشمه ی اشکم به راه
می بارم آنقدر
که لبریز آرامش می شوم
| Design By : Night Melody |

